عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
23
قابوس نامه ( فارسى )
تعالى ايمن نباشد . اما زكات در سالى يك بار بر تو فريضه است لكن صدقه اگر چه فريضه نيست در مروت و مردمى است چندانكه مىتوانى همى ده و تقصير مكن كه مردم صدقه ده پيوسته در امن خداى تعالى باشند « 1 » و ايمنى از خداى تعالى بغنيمت بايد داشت « 2 » . و زنهار باد بر تو كه در نهاد حج و زكات دل با شك ندارى ، و كار بيهوده نسگالى ، و نگويى كه دويدن و « 3 » برهنه كردن خويشتن را « 3 » و ناخن و موى ناچيدن چراست ؟ و ز بيست دينار چرا نيم دينار ببايد داد « 4 » و از گاو و « 5 » گوسفند و اشتر چه مىخواهند و چرا قربان كنند ؟ درين جمله دل پاكدار و گمان مبر كه آنچه تو دانى « 6 » چيزيست « 7 » كه چيز « 8 » خود آنست كه ما ندانيم . تو بفرمان بردارى خداوند تعالى مشغول باش ، ترا با چون و چرا كار نيست . و چون اين فرمان خداى تعالى بجاى آوردى حق پدر و مادر بشناس كه حق شناختن پدر و مادر هم از فرمان خداى تعالى است .
--> ( 1 ) - ل و ن : باشد ( 2 ) - ل : داشتن ( 3 - 3 ) ، ل : برهنه گشتن ؛ ن : برهنه بودن ( 4 ) - ل : دادن ( 5 ) - ل و ن : و زكات ( 6 ) - ل : بدانى ؛ ن و ب و پ : ندانى ( 7 ) - ل : چيزى نيست ؛ ن : خيرى نيست ؛ ب و پ : خير نيست ( 8 ) - ن : خيرى ؛ ب و پ : خير